فیلم "پی _ Pi"

كارگردان: دارن آرنوفسكی، بازيگران: شان گولت-1997

«اسرار جهان را نه تو دانی و نه من»

چندين سال پيش از اين يونانيان نوعي رموز ماورايي را در هندسه پيدا كردند.حال در آستانه هزاره سوم ميلادي، دارن آرنوفسكي قهرمانش را به جنگ شياطين فرستاده چون او به كشف عددي كه راز آفرينش را در خود نهفته دارد بسيار نزديك شده است....

تيتراژ فيلم يادآور كارهاي فينچر است كه با يك آهنگ رازگونه عدد پي را در چندين خط محاسبه مي كند گويي مي خواهد بگويد: اين راز همچنان ادامه دارد.مكس ،رياضيدان نابغه اي است كه سعي در كشف الگوهاي رياضي در تمامي مظاهر هستي دارد.او به همراه ابر كامپيوترش Euclid(اقليدس)قادر به محاسبه الگوي نهفته در پس تجارت كالاها خواهد شد كه به او اين امكان را مي دهد كه آينده بازار را به دقت پيشگويي كند.موفقيت او توجه گروههاي وال استريت را كه به دنبال فرمولي براي بازار هستند و نيز گروهي مخفي از يهوديان را كه به دنبال كليد اسم اعظم خدا هستند به خود جلب مي كند....

مكس از سردردهاي مزمن رنج مي برد و با مسكنهاي مختلف سعي در تسكين دردهايش دارد.مكس همچون پيامبر معاصر است كه تمامي الام بشري را تحمل مي كند و به مبارزه با گروههاي تندرو مذهبي و شيطانهاي برون و درونش مي پردازد.مكس اسير دانسته هايش است و اين موضوع را در ابتداي فيلم مي بينيم كه او را در پشت نرده ها در حال حركت نشان مي دهد در حالي كه مردم عادي در بيرون در حال ورزش هستند.دوست مكس كه چهل سال را صرف يافتن راز عدد پي كرده به او مي گويد كه تو خيلي بالا پرواز مي كني.مواظب باش بالهايت نسوزد.

you fly too high.You`ll get burned. (همچون ايكاروس) او مانند داداشي در داستان پري گويي اين مراحل را گذرانده است.

در فيلم رويا و واقعيت درهم مي آميزد و كابوسهاي مكس و زندگي واقعيش در هم مي آميزد.در صحنه اي او مغز تپنده اش را در ايستگاه مترو مشاهده مي كند و با قلم به آن مي زند كه صداي قطار به گوشش مي رسد انگار مي خواهد بگويد كاري با اين راز نداشته باش و در صحنه اي ديگر مغزش را در دستشويي در محاصره مورچه ها مي بيند كه آن را در هم مي كوبد....گويي مي خواهد از شر اين نبوغ ناخواسته رهايي يابد.صحنه هاي فيلم مملو از تصاوير نقطه ديد تب آلود مكس است كه با دوربين روي دست برداشته شده است.در اين چشم اندازها حتي ديوارهاي شهر هم پوشيده از نوشته است و در تمامي اين لحظات هم موسيقي بر تعليق فيلم مي افزايد.كلا موسيقي فيلمهاي آرنوفسكي همچون يك ترجيع بند است كه همراه با تنهايي و استيصال قهرمانش گويي مي خواهد نه شاهد مرگ تدريجي كه شاهد مرگ هزار باره او باشد.علاوه بر اين فيلمبرداري سياه و سفيد فيلم و نورپردازي آن اشاره اي به فيلمهاي اكسپرسيونيستي چون مطب دكتر كاليگاري است.اوج تصوير برداري فيلم زماني است كه دوربين كمي از چهره مكس پايين تر قرار گرفته و او را در پسزمينه اي سفيد نشان مي دهد كه بعد تصوير سفيد مي شود....گويي از ابتدا هيچ نبوده است.فيلمبرداري معركه روي دست ،بخصوص در هنگام تعقيب و گريزها و بحرانهاي مكس بخوبي درماندگي او را نمايش مي دهد.

در پايان به نظر مي رسد كه مكس دست از جستجو در اسرار الهي بر مي دارد و رستگار مي شود.او در پاسخ رهبر يهودي كه عقيده دارد يك انسان پاك بايستي اين رمز 216 رقمي را براي ظهور مسيح بگويد مي گويد كه من ملكوت آسمانها را ديده ام...من همه چيز را ديده ام.و وقتي كه اصرار مي كنند مي گويد اين فقط يك عدد است نه چيز ديگر.در هر حال مكس با مته مغزش را سوراخ مي كند و در پاسخ دختر بچه شرقي كه از او يك حاصلضرب را مي پرسد يك پاسخ ساده مي دهد كه بايد در برابر عظمت دنيا بدهد:نمي دانم!

منبع: سورنا (انسان مدرن)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پاسخ بنده به این نقد، از فیلم "پی"

من از این فیلم خوشم آمد و برعکس کسان دیگری که درباره این فیلم نقد هم کرده اند با رموز اعداد آشنایی دارم. هم با سیستم قابالایی حروف ابجد زبان عبری و هم نوع عربی اش.

خودتان تجسم کنید که مثلا ما به تخت جمشید برویم ولی از پیش درباره این مکان اطلاع زیادی نداشته باشیم. آیا به این صورت ما چند درصد این مکان باستانی را می بینیم و درک میکنیم . ممکن است ۲۰ در صد. ولی فرض کنید که حد اقل یک کتاب خوب درباره تخت جمشید خوانده ایم. حالا فکر می کنید چند درصد؟ من فکر میکنم حد اقل فهم ۶۰ درصد این مکان برای ما قابل هضم باشد.

دوباره این مثال را هم درباره فیلم (پی) در نظر بگیرید. آیا بدون آشنایی با حروف ابجد و استفاده کردن از این علم که فضل الله استرآبادی در صده ۱۳-۱۴ مسیحی به ایران آورد فهمیدن گفتار آقای مکس در این فیلم قابل فهم است؟ - و اصرار کردن مکس به رهبر یهودی که عدد ۲۱۶ فقط یک عدد است را درک می کنیم؟ ---- و آیا جوابی را که مکس به دختر بچه شرقی که حاصل ضرب اعدادی را می پرسد همان جوابی است که ما می توانیم به این پاسخ دهیم: نمی دانم!

نه غیر ممکن است برای اینکه مکس با یادگیری و استفاده عملی این سیستم اعداد ابجد (یا حساب جمل) به رهبر یهودی گفته بود که: من همه چیز را دیده ام...

این اولین نوع فیلمی است که در آن مستقیماً درباره رموز اعداد و مخصوصاً عدد ۲۱۶ بعث شده است. و از اینکه نباید از اولین نوع خودش زیاد انتظار داشت که من هم قبل از دیدنش نداشتم، شاید به این دلیل از این فیلم خوشم آمد.

دوستان علاقه مند به یادگیری حروف ابجد میتوانند با نویسنده این گفتار کوتاه تماس بگیرند.

... و درست است که خیام سروده است:

- اسرار جهان را نه تو دانی و نه من -

... اما این سخن را فقط حکیمانی مانند خیام و حافظ توانند گویند.

آرش شریف زاده عبدی