کارنامه نويسنده    پيامهای نوين    پرسش و پاسخ    کتابها    داستان-شعر-مقاله-ترجمه    تالار گفتگو    بخش دانمارکی    برگ نخست   

عنوان:                              
پرسش شما:
نام:       ای.ميل / وب لاگ / وب سايت:
* * *

   خدای کچل و پاسخ من! 02-12-2008 سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۷  
 
خدای کچل در خوزستان اعلام موجودیت کرد!
پیوست
اين در حالي است كه طرح ادعاي خدايي از سوي افراد مدعي تا كنون بسيار كم‌سابقه بوده و مدعيان معمولاً با در نظر گرفتن سطح شعور فريب‌خوردگان، تنها به طرح ادعاي ارتباط دائم با امام مهدي(عج) يا برانگيختگي به عنوان پيامبري جديد اكتفا مي‌كردند.

به گزارش "جهان"، در پي طرح ادعاي خدايي از سوي يك شهروند خوزستاني، تعدادي جوان با گرويدن به اين فرقه ساختگي، به عبادت و پرستش اين شخص روي آورده‌اند.
اين شخص كه «ع.غ» نام دارد و به "صائد" معروف شده است از مدتي پيش با مطرح‌كردن خود به عنوان خدا و آفريننده انسان‌ها، به فريب مردم و به‌ويژه جوانان عرب‌زبان خوزستان روي آورده و به بهانه‌هاي مختلف آنان را براي پرستش، گرداگرد خود جمع مي‌كند.
اين در حالي است كه طرح ادعاي خدايي از سوي افراد مدعي تا كنون بسيار كم‌سابقه بوده و مدعيان معمولاً با در نظر گرفتن سطح شعور فريب‌خوردگان، تنها به طرح ادعاي ارتباط دائم با امام مهدي(عج) يا برانگيختگي به عنوان پيامبري جديد اكتفا مي‌كردند.
در فيلمي كه اخيرا در گوشيهاي تلفن همراه بلوتوث مي شود فردي حدودا 40ساله كه سر و صورتي تراشيده و كاملاً بي‌مو دارد ادعاي الوهيت و خالقيت و در عين حال قيافه‌اي مضحك دارد.
وي در تمام مدت حضور در جشن تولد خود، كلاهي لبه‌دار بر سر و يك پيراهن مشكي راه‌راه به تن داشته و هيچ كلامي از وي شنيده نشده است.
حاضران در مراسم كه با ده‌ها جعبه كادو، گل و شيريني به ديدن صائد آمدند نيز با تهيه كيك تولدي كه با دو عكس كه يكي در دوره جواني و ديگري به‌تازگي از وي گرفته شده تزئين شده است، از مقام وي تجليل كردند! در جاي‌جاي خانه محل برگزاري اين جشن نيز، تصاوير مختلفي از صائد با لباس عربي، عقال و دستار و لباس اسپورت، لابه‌لاي گل‌ها، ريسه‌هاي چراغاني و روبان‌هاي رنگي نصب شده است.
در يكي از آخرين جلسه‌هاي صائد كه به مناسبت سالروز تولدش برگزار شده بود، حدود 70 نفر كه اكثر قريب به اتفاق آنها را جوانان 15 ساله تا 30 ساله تشكيل مي‌دهند با اداي سجده، بوسيدن دست و پا، خواندن مناجات‌‌هاي عربي و رقص و پايكوبي، ارادت خود را به خداي دروغين خود نشان دادند.
در اين محفل جشن كه گفته مي‌شود در منزل يكي از مريدان صائد برگزار شده است، وي به محض ورود به خانه، مورد استقبال گرم حضار قرار مي‌گيرد و افراد مختلف با اهداي دسته‌هاي گل، به دست‌بوسي وي مي‌روند.
در اين محفل كه چند ساعت ادامه داشته و شامل حدود 60 پسر و تعدادي زن و نوزاد بوده است،‌ عده‌اي از جوانان همزمان با خواندن مناجاتي به زبان عربي مشابه عبارات مناجات‌هاي اهل بيت(ع) با خداوند از جمله "يا الهي و ربي! يا رب العالمين! يا من خلَقَني! يا عُدتي في شدتي! و يا مونسي في وحشتي!" دسته‌جمعي به سوي وي سجده مي‌كنند و وي مكرراً با قرار دادن دست راست خود بر روي سينه‌اش از آنان تشكر مي‌كند و سپس تك‌تك در مراسمي نمادين به مدت نيم‌ساعت، با حالتي متواضعانه پيش آمده و پس از روبوسي با صائد، دست و پاي وي را مي‌بوسند و به وي ابراز عشق و علاقه مي‌كنند.
زنان حاضر در جلسه كه در اتاق ديگري حضور داشته‌اند،‌ نوزادان خود را براي تبرك به دست پسران جوان مي‌دهند تا به دست صائد برسانند و وي آنها را نوازش كند.
در ادامه اين محفل، پسران حاضر با گذاشتن نوار موزيك‌هاي پاپ روز و خواندن اشعار عاشقانه به زبان عربي محلي، حدود دو ساعت رقص و پايكوبي مي‌كنند و پس از اينكه خسته مي‌شوند دور صائد حلقه مي‌زنند و تك‌تك با وي به گفت‌وگو و نجوا مي‌پردازند.
جالب اينجاست كه صائد كه سعي دارد وقار و متانت دروغين خود را در حضور جمع حفظ كند بعضاً با متلك‌ها و لطيفه‌گويي‌هاي آنان در حالي كه دست خود را جلوي دهانش مي‌گيرد، مي‌خندد!
برخي از حضار هم با آوردن آب و شربت براي صائد، باقي‌مانده آب را براي تبرك برمي‌دارند.
صائدپرستان در پايان اين محفل، با رسيدن به حضور صائد، شكلات‌هاي متبرك را از دست وي مي‌گيرند و با نگاهي متواضعانه به سوي او خيره مي‌شوند.
گفتني است بسياري ازاعمال ورفتار«ع.غ»همچون ابراهيم ميرزائي است كه درخارج ازايران توهم رهبري ايران رادرسرمي پروراند.
ورزشكاري وكم حرفي ازترفندهاي اين فردبوده كه «ع.غ»هم مانندوي رفتارمي كند و ازترس اينكه ممكن است حرفي بزند و تهي بودنش را افراد بفهمند سعي مي‌كند اصلا حرف نزند.
گفته مي شود «ع.غ»به تازگي شاخه خارج از مرز را هم فعال نموده و با سوءاستفاده هاي كلان مالي ازافرادكشورهاي هم حاشيه خليج فارس سعي دارد سيطره حكومت خدايي! خود را گسترش دهد.


واکنش این جناب:

درود

نخست باید از جامعه-شناسان، مردم-شناسان یا انسان-شناسان و متخصصان پرسید اینگونه پدیده ها چه هستند، در حالی که ما فرد به فرد نیز می توانیم دیدگاه خودمان را داشته باشیم...

ولی اگر فکر می کنیم تنها دیدگاه خودمان درست است، کار خراب می شود. حتی علم نیز بینش گسترده تری در فهم این موارد دارد.

در نهایت، فهمیدن یک پدیده، کار سخت تری است تا رد کردن آن. پس اگر بدون هیچ کوششی این پدیده ها را رد کنیم، خودِ علم را که هیچ، انسان را نیز نفی کرده ایم.

در این میان، فریب-خودگیِ جوانانی که این چیزها را دنبال می کنند راحت تر پذیرفته می شود تا قضیه را کاویدن و برای همان جوانان زمینه های دیگری را فراهم آوردن. در نهایت اگر مردان و بانوان ره هستید به جای پوزخند زدن و مسخره کردن این پدیده ها، نخست در فهم آنها کوشش کرده و سپس خود دست بکار شوید.

بی طرف بودن کار آسانی نیست.

شاد باشید.
آرش