کارنامه نويسنده    پيامهای نوين    پرسش و پاسخ    کتابها    داستان-شعر-مقاله-ترجمه    تالار گفتگو    بخش دانمارکی    برگ نخست   

عنوان:                              
پرسش شما:
نام:       ای.ميل / وب لاگ / وب سايت:
* * *

   پاسخم به نقد استاد دوستخواه 22-05-2007 سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۶  
 
معرفی مجله ی جهانِ کتاب به قلم استاد دوستخواه  و نقد وی بر کتابم "شناخت شاهنامه" - و پاسخ من به این استاد گرامی:
 
جهان ِ كتاب

اين نشريِّه ي ارجمند -- كه پيش از اين نيز در همين تارنما از آن سخن گفته ام -- نقطه ي اوج و نمونه ي كمال يافته ي نشريّه هاي كتاب شناختي ي ايراني همچون راهنماي كتاب، بررسي كتاب، انتقاد كتاب، كتاب ِ امروز، كتاب ِ آگاه و كتاب ِ ماه است كه در دهه هاي چهل و پنجاه انتشارمي يافت.
جهان كتاب با انتشار ِ شماره ها ي دوگانه ي ِ ٢١٤- ٢١٥ در يك دفتر، اسفند ١٣٨٥- فروردين ١٣٨٦ يازدهمين سال ِ خدمت ِ ارزنده ي فرهنگي ي خود را پشت ِ سر گذاشته و اكنون ديگر درختي تنومند شده و به بار نشسشته است.


اين ويژه نامه ي نوروزي ي جهان كتاب كه امروز به دفتر من رسيد، ٨٨ صفحه دارد و طيف گسترده اي از گفتارها، گزارشها، نقدها و آگاهينامه هاي كتاب شناختي ي ايراني و جهاني را در برمي گيرد و چنان كه از نام ِ سزاوارش بر مي آيد، دروازه هاي جهان ِ شكوهمند كتاب را به روي دوستداران دانش و ادب و هنر و فرهنگ مي گشايد.
نگارنده ي اين يادداشت، در اين دفتر جهان كتاب، نقدي دارد بر كتاب ِ شناخت ِ شاهنامه (چگونه شاهنامه بخوانيم؟)، نوشته ی آرش شريف زاده عبدی.


در آغاز ِ اين نقد، آمده است:
«در دوراني كه كمتر نشانه اي از رويكرد ِ جدّي و بُنيادشناختي به حماسه ي ملّي ي ايران و نمود ِ ادبي و هنري اش شاهنامه ي فردوسي، به ويژه در ميان ِ نسلهاي جوان به چشم مي خورد، آگاهي از اين كه جواني جويا و پويا با آميزه اي از شور ِ ايران دوستي و گرايش به جُستار و پژوهش، گامي -- هرچند كوتاه -- در اين راه ِ فرخنده برداشته باشد -- جدا از چگونگي ي كار -- به خودي ي ِ خود، مايه ي دلگرمي و اميدواري است ... »
ناقد، آنگاه چكيده اي از درونْ مايه ي اين كتاب ِ ٧٤ صفحگي را مي آورد و نتيجه مي گيرد كه:
«... به هر روي، آرش شريف زاده عبدي جسورانه به ميدان آمده و بر آن است كه رهرو ِ اين راه باشد و مي توان اميدواربود كه همواره به رفتن بينديشد و نه به رسيدن و از آنچه تا كنون بر قلم رانده است، دچار ِ شگفتي زدگي نشود و ارشميدس وار، بانگ ِ "يافتم! يافتم!" سرندهد.»
وي آنگاه مي افزايد:
«از اين نگاه كلّي به طرح ِ كار ِ پژوهنده كه بگذريم، در كتاب ِ او به موردهايي برمي خوريم كه از ديدگاه سنجه هاي روشْ شناختي در گستره ي شاهنامه پژوهي و نيز شيوه ي نگاشت و پرداخت ِ متن ِ پژوهش، پرسش برانگيز و گاه آشكارا نادرست است و من تنها به قصد ِ بهسازي ي ِ كار ِ او، اشاره هاي كوتاهي به سي و چهار مورد از آنها مي كنم...»
سپس، سي و چهار مورد ِ يادكرده را برمي شمارد كه برخي از آنها ، مانند ِ نسبت دادن ِ بيت ِ مشهور ِ "بسي رنج بردم بدين سال سي / عجم زنده كردم بدين پارسي" و يا بيت ِ شرمْ آور ِ "زن و اژدها هر دو در خاكْ بِه / زمين پاك ازين هر دو ناپاك بِه!" به فردوسي، نادرست انگاري ي ِ مشترك ِ بسياري از ايرانيان است.
*
مروري بر اين موردهاي سي و چهارگانه، به روشني نشان مي دهد كه پرداختن به شاهنامه، اين متن ِ -- به گفته ي استاد جلال خالقي مطلق -- «دشوار ِ آسانْ نما»، تا چه پايه دقت لازم دارد تا پژوهنده دچار گمراهي و اشتباه كاري نشود و شاهنامه را چيزی جز آنچه هست، معرّفی نكند.
 
جلیل دوستخواه
 
پاسخم به جلیل دوستخواه: 
 
استاد ارجمند
جلیل دوستخواه
 
نوشته ی شما درباره ی نقدتان از کتابم "شناخت شاهنامه" را در تارنگارتان خواندم. چنان که پیش از این نیز در نامه ای برای شما نوشته بودم، خیلی از تصحیح ها و راهنمایی های شما کمک گرفته ام، اما می خواستم چند نکته را نیز برای نمونه توضیح دهم تا گفتگو دوسویه بوده باشد.
 
1. من بیت "زن و اژدها هر دو در خاكْ بِه / زمين پاك ازين هر دو ناپاك بِه" را به فردوسی نسبت نداده ام. این توضیح را خودتان در جهان کتاب آورده اید، اما نه در تارنگارتان! بسیاری از پژوهندگان این بیت را از روی تعصب به هیچ حسابی قبول ندارند و تنها دلیل آنرا بدجلوه دادن کار فردوسی و شاهنامه می دانند که به گمانشان به دست کسان دیگری به شاهنامه اضافه شده است. درست است، اما من در کتابم سعی کرده ام آن بیت را پس از توضیحات تودرتویی بیان کنم و به معنای خوبی هم رسیده ام. این دیدگاه روش کار من است، پیش از اینکه چیزی را رد کنم و حتی اگر آنرا از افزوده های شاهنامه بدانم نخست می خواهم بر آن شناخت پیدا کنم، چرا آن بیت آمده و...
 
2. در نکته ی 13 از نقد شما نوشته اید که من اعتبار زیادی به شاهنامه ی شاه طهماسب داده ام، اما چنین چیزی را نمی توانم در نوشته هایم پیدا کنم. اینکه اگر شاهنامه ی شاه طهماسب تألیف دوباره ای از شاهنامه نیست، پس باید نام آن شاهنامه ی پیشینی را که به قول شما دستکاری هایی بر آن در دوره ی صفویه انجام شد را بیاورید. کدام دست نوشه ی پیشین را دستکاری کرده اند که به این صورت درآمد؟ همچنان که پیش از این نیز در این باره گفتگو کرده ایم، روش من آن است که هر دست نویسی از شاهنامه را با تکیه بر وضعیت تاریخیِ دورانِ مکتوب شدن آن می بینم و آنرا لایه ای افزوده بر لایه های دیگر می دانم. در گیومه آمدن سه خلیفه نخست در شاهنامه ی مسکو نشانگر آن است که این سه خلیفه در دوره ی صفویه به شاهنامه اضافه شده اند - که خود باز لایه ایست بر لایه های دیگر... (همانند لایه ی داستان هوشنگ پیشدادی که استاد خالقی مطلق آنرا اضافه شده دانسته اند...)

2.1. در ادامه ی سخن بالا باید بگویم که من تصحیح های پژوهشگرانی از جمله استاد بزرگ خالقی مطلق و استاد فریدون جنیدی را خود لایه ای می دانم که با پژوهش آنها بخش هایی از شاهنامه هم تصحیح شده اند و هم از اعتبار افتاده اند و برعکس. این لایه ها را می توان عادلانه "لایه های تصحیح های آکادمیک" نام گذاشت.
 
3. در نکته ی 30 آورده اید دیک دیویس پیشتر در کتابش بر دیدگاه منفی ادوارد براون در مورد شاهنامه سخنی آورده است. اگر دوباره به صفحه ی 66 شناخت شاهنامه توجه شود، من نیز اشاره ام در این مورد را به کتاب دیک دیویس در پانویس همین صفحه آورده ام: Dick Davis, EPIC AND SEDITION, 1992 p. xvi
 
 
4. خوب بود اگر منابعی را که برای بخش بندی شاهنامه از آنها استفاده کرده ام نیز آورده می شد:
- مسخهای اُوید، شاعر لاتینی، اُوید، از هنگامه ی سال های نخستین میلاد مسیح Ovid, Metamorphoses
- کارها و روزها و تئوگامی هسیود، تاریخ نویس یونانی، هسیود، از 700 پیش از میلاد The Theogoni of Hesiod  + Works & Days
-کتاب های دینکرد و بهمن یشت دین زرتشتیگری

در نهایت از توجه ی شما سپاسگزارم و در اندیشه دارم که در آینده با راهنمایی های شما استادان خوب "شناخت شاهنامه" را هر چه بهتر و کاملتر بازنویسی کنم.
 
آرش شریف زاده عبدی